آلبرت اینشتین و شطرنج: دوستی، فلسفه و بازی ذهن
آلبرت اینشتین، نابغه فیزیک و پدر نظریه نسبیت، به دنیای اعداد و معادلات محدود نبود. او در آخرین سالهای عمرش با امانوئل لاسکر، قهرمان شطرنج و فیلسوف بزرگ، دوستی عمیقی برقرار کرد. این دو مرد بزرگ در عرصههای مختلف علم و هنر، نگرشهای متفاوتی نسبت به زندگی و تفکر داشتند. اما در عمق این دوستی، یک نگرش مشترک به زیبایی و منطق جهان دیده میشود که نه تنها در فیزیک، بلکه در فلسفه و شطرنج همزمان نمود پیدا میکند.
شطرنج و فلسفه برای اینشتین
آلبرت اینشتین در پیشگفتار کتاب زندگینامه لاسکر، از او به عنوان یکی از جالبترین افرادی که تاکنون ملاقات کرده است یاد میکند. استقلال فکری لاسکر ویژگیای بود که اینشتین آن را ستایش میکرد. با این حال، او اعتراف میکند که هرگز شطرنج را جذاب نمیدانسته است. روحیه رقابتی و مبارزه برای قدرت در این بازی، به گفته اینشتین، برای او نفرتآور بود.
اما لاسکر برای اینشتین تنها یک شطرنجباز نبود؛ او یک فیلسوف و نویسنده خلاق بود. اینشتین در مورد لاسکر میگوید که شطرنج بیشتر برای او یک حرفه بود تا هدف واقعی زندگیاش. لاسکر از شطرنج برای بیان تفکر منطقی و استراتژیک خود استفاده میکرد. این بازی به نوعی آینهای از فلسفه و رویکرد ذهنی او بود.
بازی شطرنج با رابرت اپنهایمر
یکی از جالبترین داستانها درباره شطرنج و اینشتین، بازی او با رابرت اپنهایمر، فیزیکدان معروف پروژه منهتن، است. این بازی که در دهه ۱۹۳۰ در پرینستون انجام شد، نشاندهنده سبک بازی هوشمندانه و استراتژیک اینشتین است. هرچند بعضیها این بازی را به پسر اینشتین، هانس آلبرت نسبت دادهاند، شواهد نشان میدهند که خود اینشتین در آن بازی شرکت کرده بود.
زیبایی شطرنج در نگاه لاسکر
برای لاسکر، شطرنج تنها یک بازی نبود. او به آن به عنوان یک ابزار برای درک عمیقتر مسائل انسانی و فلسفی نگاه میکرد. این بازی برای او زنجیری بود که ذهن را به خود متصل میکرد، اما در عین حال به نوعی زیبایی در خود داشت که لاسکر را مجذوب خود کرده بود. اینشتین در مورد تاثیر شطرنج بر لاسکر مینویسد که فشار روانی شطرنج همواره همراه او بود، حتی زمانی که مشغول تفکر فلسفی بود.
اینشتین و لاسکر: ترکیب علم و فلسفه
این دو بزرگمرد، هر کدام در پی درک عمیقتری از جهان بودند. اینشتین به دنبال یافتن معادلات و نظریههایی برای توصیف جهان طبیعی بود، در حالی که لاسکر از شطرنج و فلسفه برای پاسخ به پرسشهای بنیادین انسانی استفاده میکرد. این دو نشان دادند که علم و هنر، شطرنج و فلسفه میتوانند در کنار هم، نوعی زیبایی ذهنی و منطق را خلق کنند.
این دوستی به ما یادآوری میکند که حتی بزرگترین ذهنها نیز میتوانند از تبادل افکار ساده و عمیق بهرهمند شوند. اینشتین در پایان میگوید: «من از ساعات مکالمه با این مرد ساده، مستقل و کوشا لذت بردم.» این جمله نشان میدهد که این دوستی بیشتر از یک رابطه حرفهای، یک تبادل عمیق فکری بود.
6 نظر
خیلی جالب بود ولی من باورم نمیشود که انیشتین از شطرنج بدش می آمده است
آره واقعاً عجیب به نظر میرسه! خیلیها فکر میکنن چون انیشتین نابغه بوده، حتماً باید عاشق شطرنج هم بوده باشه. ولی طبق بعضی از روایتها، ظاهراً زیاد علاقهای به شطرنج نداشته و بیشتر جذب موسیقی و فیزیک بوده. البته این به این معنی نیست که از شطرنج بدش میاومده، شاید فقط سرگرمی مورد علاقهاش نبوده. بعضی منابع هم نظرای متفاوتی دارن، پس هنوز جای بحث بازه!
آلبرت اینشتین و امانوئل لاسکر دوست های خیلی خوبی بودند برای لاسکر شطرنج فقط یک بازی نبود او به آن ابزاری برای درک مسائل انسانی نگاه می کرد
نمیدونستم انیشتین هم شطرنج بازی میکرده.
بله، درست است! آلبرت انیشتین، فیزیکدان معروف و نابغهی علمی، علاقه زیادی به شطرنج داشت و حتی شطرنج را بازی میکرد. او شطرنج را بهعنوان یک وسیلهی عالی برای تمرکز ذهن و تقویت تواناییهای فکری میدید. گفته میشود که انیشتین در جوانی حتی در برخی مسابقات شطرنج محلی شرکت میکرد و طرفدار پر و پا قرص این بازی بود.
البته انیشتین هرگز بهعنوان یک بازیکن حرفهای شناخته نمیشد، ولی شطرنج را بهعنوان یک ابزار آموزشی و تفریحی میپسندید و در زمانهایی که درگیر کارهای علمی نبود، از بازی شطرنج لذت میبرد. جالب است که حتی گفته میشود او در بعضی مواقع شطرنج را در کنار دوستانش بازی میکرد و از آن برای استراحت ذهنی استفاده میکرد.
میخواستم بدونم ایا خود شخص انیشتین هم شطرنج باز حرفه ای بودند؟